اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
230
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
و چون ديدند كه او به كوفه گريخت نزد عبد الرحمان بن عباس بن ربيعه هاشمى آمدند و گفتند : پسر اشعث ما را رها كرد و به كوفه رفت و اين فاسق بر سر ما مسلط است ، پس از ايشان بيعت گرفت و بسوى حجاج رهسپار شد و در « زاويه » [ 1 ] با او جنگيد و حجاج او را شكست داد . پسر اشعث به كوفه آمد و حجاج از بصره در پى ابن اشعث تاخت و راه بيابان را در پيش گرفت تا نزديك او فرود آمد ، و ابن اشعث نيز بيرون آمد و در « دير جماجم » پياده شد و سواران آن دو صبح و عصر بميدان جنگ مىتاختند و مردم كوفه بر سواران حجاج برترى داشتند و هر روز شكستشان مىدادند ، و ديدن اين وضع بر حجاج بس گران آمد و به عبد الملك نامه اى نوشت و با سريعترين پيك آن را فرستاد : اما بعد ، اى بفريادرس ، اى بفريادرس . و چون عبد الملك نامه را خواند به دو نوشت : اما بعد ، اى لبيك ، سپس اى لبيك ، باز هم اى لبيك . آنگاه سپاهى فرستاد و ميان آنان جنگهاى بسيار سخت روى داد و آخر همه جنگ مسكن بود كه حجاج [ در آن واقعه ] عبد الرحمان را شكست داد و بىآنكه به چيزى بازنگردد رو بگريز نهاد تا به سيستان آمد و خواست به شهر زرنج در آيد ليكن عبد الله بن عامر عامل خودش او را راه نداد ، پس رهسپار بست شد و عياض بن عمرو [ 2 ] و حاكم آنجا او را به شهر در آورد و تصميم گرفت كه او را غافلگير بكشد و از اين راه به حجاج نزديك شود . گروهى از قاريان عراق از جمله : حسن بصرى و عامر بن شراحيل شعبى و سعيد بن جبير و ابراهيم نخعى [ 3 ] و گروهى از اين طبقه همراه عبد الرحمان بودند عبد الرحمان نزد رتبيل پادشاه سيستان رفت و شكست او در سال 83 روى داد و حجاج ياران او را يكايك مىگرفت و گردن مىزد تا آنكه مردم بسيارى را كشت و جمعى از جمله : شعبى و ابراهيم را بخشيد . حجاج در همان سالى كه پسر اشعث گريخت ، واسط را بنا نهاد و در آن فرود
--> [ 1 ] جايى نزديك بصره . [ 2 ] كامل ج 4 ص 88 ، عياض بن هميان بن هشام سدوسى شيبانى . [ 3 ] و عطية بن سعد بن جناده عوفى .